"شیرین" وجودم

و حالا اینجاییم.من،خسرو و شما خواهران عزادارم.به جنازه خسرو نگاه می کنید و اشک می ریزید.به قصه من گوش می دهید و اشک می ریزید.و من از پس پرده اشک ها به چشمانتان خیره می شوم.این اشک ها برای من است؟شیرین؟یا برای "شیرین"ی که در وجود هر یک از شما نهفته؟"شیرین"ی که از زندگی اش نه نصیبی برد،نه خیری دید...عاشق شد و هیچ کس خریدار عشقش نشد.تنها بود و هیچ کس تنهایی اش را باور نکرد،و فقط وقتی که می میرد همه به یاد دخترکی می افتند که عاشق بازی باران و آفتاب بود و رنگین کمانی که در چشم هایش حلقه می بست و قطره های اشکی که به هفت رنگ در می آمدند...

آه...خسته ام...خسته ام خواهران غمگین من،و تنها یک دشنه،یک دشنه کوچک،خستگی این همه سال را از تنم بیرون می کند...

شیرین-عباس کیارستمی


+حالا حالاها باید برای "شیرین" وجودم اشک بریزم...



بعد از تحریر:چقدر دلم میخاهد یک بار دیگر این فیلم را ببینم،این بار تنها.

بعد ِ بعد از تحریر:از هیچ مردی انتظار درک این پست نمی رود.

یک نامه سرنگشاده!

جناب آقای اصغر فرهادی؛

این روزها از شما بسیار گفته می شود و بسیار گفته خواهد شد،باید هم بگویند و بنویسند و تحسین کنند،بعد از مدت ها نام ایران را سر زبان ها انداختید،طوری که افتخار کنیم  به ایرانی بودنمان!

اما من این جا نمیخواهم از این که چه شد و چه گذشت و چه ساختید و چه ها گفتند و حالا نتیجه چه شده بنویسم،هرچند که سخت بود برایم این که ببینم یک جریان عجیب و معلوم الحال فیلم مورد علاقه ام،یک فیلم خوب _ در این قحطی فیلم های خوب!_ را تخریب کنند و به جای تبریک موفقیت های به دست آمده،با اتهام  "سیاه نمایی" بخواهند بی ارزش کنند فیلم ارزشمند شما را،طوری که انگار نمی دانند این روزهای جامعه ما به سیاه نمایی نیازی ندارد!!هرچند که من اصلا نمی توانم درک کنم فیلم ساختن درباره "دروغ"،بیماری بزرگ این روزهای جامعه ما کجایش به تخریب و این مزخرفات ربط دارد...

و حتی سخت تر از آن این بود که از خالق عزیزترین قهرمان سینمای دفاع مقدس،از خالق "حاج کاظم"،که در عصبانیت مجوز نگرفتن فیلم خود بود هم آن حرف ها را شنیدیم...

بله،تمام این ها سخت بود،اما من نمی خواهم از این ها بگویم...

جناب آقای اصغر فرهادی!

من، به عنوان یک عاشق سینما،فقط و فقط میخواهم از شما تشکر کنم!تشکر بابت فیلم خوبی که ساختید در میان این هجوم انبوه فیلم های "شونه تخم مرغی!" _الحق که فریدون جیرانی اسم مناسبی انتخاب کرد برای آن چه که این روزها به آن می گویند شبکه نمایش خانگی!_که عجیب حمایت هم می شوند...

من فقط میخواهم از شما تشکر کنم بابت این حس خوبی که به ما هدیه دادید،این که یک روز صبح با یک خبر خوب درباره یک افتخار ایرانی شروع شود برایمان... این که حالا یک فیلم ایرانی،جدایی نادر از سیمین،بالاتر از فیلم های بزرگان سینمای دنیا قرار گرفته و صاحب جایزه گلدن گلوب است... 

یک دنیا تشکر و یک دنیا آرزوی موفقیت برای شما و فیلمتان در مراسم اسکار!

عاطفه_دی ماه نود 


این جا و این جا و این جا

در ستایش "یک حبه قند"

زندگی جیره ی مختصری ست

مثل یک فنجان چای

وکنارش عشق است

      مثل "یک حبه قند"



اولاکه: ما هم بلخره سعادت پیدا کردیم و فیلم شورانگیز جناب میرکریمی را دیدیم!لذت هم بردیم!حالا هم میخواهیم تشکر کنیم که _ به قول همان کسی که همه مان میشناسیم _ با "یک حبه قند"شان کام تلخمان را شیرین کردند!

ثانیاکه: دوستی می گفت این فیلم را کسانی دوست خواهند داشت که عاشق سینما باشند،الحق که راست می گفت!

ثالثاکه: اگر هم به فرض خود فیلم ، فیلم خوبی نبود ارزشش را داشت که فقط به خاطر موسیقی متنش دو ساعت در سینما بنشینی!دم جناب علیقلی هم گرم واقعا!

می توانید موسیقی بی نظیر فیلم را از اینجا گوش و دانلود کنید،راستی به سایت یه حبه قند هم سری بزنید!