سکوت

سکوت

سکوت

سطرها می نویسم سکوت

صفحه ها خواهم نوشت سکوت

درد در برابرم

و تنها راه من،سکوت

بغض اگر می خواست فریاد شود

می شکست و اشک می شد

بغض من سکوت شد

سکوت شد و در من شکست

در من شکست و صدا نشد

من شکستم

با تمام بغض هایم

اما سکوت نشکست،حرف نشد

در من ماند و فریادهایش گوش هایم را کر کرد

...

و من* تبعید شدم

برای همیشه

به سکوت


*منی که پر از صدا بودم

پر از شعر

پر از رنگ

پر از موسیقی

پر از خیال

پر از عشق...

وحالا

تنها لبریزم از سکوت

...



بعد از تحریر : پرنده در قفس مرد...

+با این موسیقی:

آبی دریا، قدغن
شوق تماشا، قدغن
عشق دو ماهی، قدغن
با هم و تنها، قدغن

برای عشق تازه،
اجازه بی اجازه…