گلایه کردن قدغن...
سکوت
سکوت
سکوت
سطرها می نویسم سکوت
صفحه ها خواهم نوشت سکوت
درد در برابرم
و تنها راه من،سکوت
بغض اگر می خواست فریاد شود
می شکست و اشک می شد
بغض من سکوت شد
سکوت شد و در من شکست
در من شکست و صدا نشد
من شکستم
با تمام بغض هایم
اما سکوت نشکست،حرف نشد
در من ماند و فریادهایش گوش هایم را کر کرد
...
و من* تبعید شدم
برای همیشه
به سکوت
*منی که پر از صدا بودم
پر از شعر
پر از رنگ
پر از موسیقی
پر از خیال
پر از عشق...
وحالا
تنها لبریزم از سکوت
...
بعد از تحریر : پرنده در قفس مرد...
+با این موسیقی:
آبی دریا، قدغن
شوق تماشا، قدغن
عشق دو ماهی، قدغن
با هم و تنها، قدغن
برای عشق تازه،
اجازه بی اجازه…
+ نوشته شده در جمعه ۱۲ اسفند ۱۳۹۰ ساعت 11:37 PM توسط ateFe
|
این جا پروانه ای در اندیشه رهایی ست...